پس لرزههای اقتصادی جنگ، تنها به زیرساختها و بازارهای کلان محدود نمیشود؛ این لرزشها، زندگی روزمره هزاران زن شاغل را نیز در هم ریخته است؛ اخراجها، تعدیل نیرو و کاهش فرصتهای شغلی، موجی از بیکاری را بهویژه در میان زنان رقم زده؛ موجی که به گفته کارشناسان، میتواند پیامدهایی فراتر از اقتصاد و تا عمق ساختارهای اجتماعی گسترش یابد.
حالا اصلی پرسش اینجاست که؛چرا در هر بحران، اشتغال زنان اولین گزینه برای قربانی شدن است و آیا این حذف ساختاری، جامعه را به سمت فقر عمیقتر سوق نمیدهد؟
آمارهای رسمی نیز این واقعیت را تأیید میکنند. به گفته معاون زنان و خانواده ریاستجمهوری، حدود یکسوم از بیمههای بیکاری ثبتشده در هفتههای اخیر مربوط به زنان بوده است؛ رقمی که با توجه به سهم پایینتر زنان در اشتغال رسمی، نشاندهنده آسیبپذیری بیشتر آنان در شرایط بحران است.
نخستین حذف شدگان بازار کار
سیمین کاظمی، جامعهشناس، در تحلیل این وضعیت میگوید:در فرآیند تعدیل نیرو، معمولاً گروههای فرودستتر زودتر حذف میشوند و زنان به دلیل کلیشههای جنسیتی، در صدر این فهرست قرار دارند.
وی میافزاید:هنوز در ذهنیت عمومی، مردان بهعنوان نانآور اصلی شناخته میشوند و اشتغال زنان امری ثانویه تلقی میشود؛ همین نگاه باعث میشود در شرایط بحران، حذف زنان از بازار کار تصمیمی کمهزینهتر به نظر برسد.
این در حالی است که واقعیتهای اجتماعی تصویر دیگری ارائه میدهد.سهم قابل توجهی از خانوارهای کشور توسط زنان اداره میشود؛ خانوارهایی که به گفته کاظمی، اغلب در پایینترین سطوح درآمدی قرار دارند و بیشترین آسیب را از بیکاری میبینند.
او میگوید:بیکاری زنان، آنها را به قعر سلسله مراتب طبقاتی و جنسیتی سوق میدهد؛جایی که فقر، نابرابری و بیقدرتی در هم تنیده میشوند.
اقتصاد غیررسمی؛دام پنهان اشتغال زنان
یکی از عوامل مهم آسیبپذیری زنان، تمرکز آنها در مشاغل غیررسمی است؛ کاظمی در اینباره توضیح میدهد:بخش زیادی از زنان در اقتصاد غیررسمی فعالیت دارند؛ مشاغلی که فاقد امنیت شغلی، بیمه و حمایتهای قانونی است. در نتیجه، در شرایط بحران، این مشاغل اولین بخشهایی هستند که از بین میروند.
او ادامه میدهد:وقتی این زنان شغل خود را از دست میدهند، نهتنها درآمدشان قطع میشود، بلکه هیچ شبکه حمایتی مؤثری نیز برای بازگشت آنها به بازار کار وجود ندارد.
تغییر جایگاه زنان در خانواده
پیامدهای بیکاری زنان تنها به اقتصاد محدود نمیشود؛کاظمی میگوید:در طبقه متوسط، بیکاری زنان به معنای از دست رفتن استقلال اقتصادی است. این مسئله آنها را وابستهتر به مردان میکند و در نتیجه، قدرت چانهزنی و تصمیمگیریشان در خانواده کاهش مییابد.
وی میافزاید:در چنین شرایطی، زنان در مواجهه با مشکلاتی مانند خشونت خانگی، امکان کمتری برای مقابله یا خروج از موقعیت دارند.
فقر؛ آغاز یک زنجیره از آسیبها
بیکاری زنان، بهویژه در طبقات فرودست، پیامدهای عمیقتری دارد؛کاظمی هشدار میدهد:فقر حاصل از بیکاری، میتواند به بیخانمانی، سوءتغذیه، ترک تحصیل کودکان و گسترش آسیبهای اجتماعی منجر شود. این یک چرخه معیوب است که نسلهای بعدی را نیز درگیر میکند.
او تأکید میکند:وقتی زنان سرپرست خانوار شغل خود را از دست میدهند، عملاً کل خانواده به زیر خط فقر سقوط میکند.
بحران نادیده گرفته شده
با وجود این پیامدها، به نظر میرسد بیکاری زنان هنوز بهعنوان یک بحران جدی تلقی نمیشود؛کاظمی در اینباره میگوید:یکی از مشکلات اساسی این است که بیکاری زنان عادیسازی شده و حساسیت لازم نسبت به آن وجود ندارد. به همین دلیل، سیاستگذاری مؤثری برای جبران این وضعیت صورت نمیگیرد.
حذف نیمی از سرمایه انسانی
دکتر لیلا موسوی، جامعهشناس توسعه،در گفتوگو با ما این مسئله را از زاویهای کلانتر بررسی میکند.
او میگوید:حذف زنان از بازار کار، فقط یک مسئله فردی یا خانوادگی نیست، بلکه یک مسئله توسعهای است. جامعهای که نیمی از سرمایه انسانی خود را کنار میگذارد، عملاً مسیر رشد و پیشرفت را مسدود میکند.
وی میافزاید:اشتغال زنان نهتنها به کاهش فقر کمک میکند، بلکه شاخصهای سلامت، آموزش و رفاه اجتماعی را نیز بهبود میبخشد؛ بنابراین، بیکاری گسترده زنان میتواند پیامدهای بلندمدت و جبرانناپذیری داشته باشد.
چرا زنان به کار برنمیگردند؟
یکی از چالشهای مهم، دشواری بازگشت زنان به بازار کار است.
کاظمی میگوید:حتی در شرایط عادی نیز ورود زنان به بازار کار با موانع زیادی همراه است. حال اگر این زنان شغل خود را از دست بدهند، بازگشت آنها به مراتب دشوارتر خواهد بود.
دکتر حمیدرضا واعظی، جامعهشناس اقتصادی، نیز در اینباره معتقد است:بازار کار ایران به گونهای طراحی شده که انعطاف پذیری کمی برای جذب مجدد زنان دارد. نبود سیاستهای حمایتی، تبعیضهای پنهان و کمبود فرصتهای شغلی مناسب، این روند را تشدید میکند.
او میافزاید:در واقع، بیکاری زنان یک وضعیت موقتی نیست، بلکه در بسیاری موارد به خروج دائمی آنها از بازار کار منجر میشود.
زنان و خط مقدم بحرانهای اقتصادی
بررسی روندهای گذشته نیز نشان میدهد که این وضعیت مسبوق به سابقه است.
از تحریمها گرفته تا همه گیری کرونا و اکنون پیامدهای جنگ، در همه این بحرانها، زنان بیش از دیگران آسیب دیدهاند.
واعظی میگوید:این الگو نشان میدهد که ما با یک مشکل ساختاری مواجهیم، نه یک بحران مقطعی. تا زمانی که این ساختار اصلاح نشود، در هر بحران جدید، همین سناریو تکرار خواهد شد.
بازگشت به خانه یا عقبگرد اجتماعی؟
آنچه امروز در حال رخ دادن است، صرفاً افزایش نرخ بیکاری نیست؛بلکه نوعی بازگشت اجباری زنان به حاشیه جامعه است.
بازگشتی که میتواند پیامدهای عمیقی برای عدالت اجتماعی، توسعه اقتصادی و حتی ثبات اجتماعی داشته باشد.
کارشناسان معتقدند اگر این روند ادامه یابد، نهتنها شکافهای جنسیتی و طبقاتی عمیقتر خواهد شد، بلکه جامعه با موجی از آسیبهای اجتماعی مواجه میشود که جبران آن به مراتب پرهزینه تر خواهد بود.
در نهایت، این پرسش همچنان باقی است:
آیا سیاستگذاران، بیکاری زنان را بهعنوان یک بحران واقعی خواهند پذیرفت، یا همچنان این حذف خاموش، بیپاسخ ادامه خواهد یافت؟





نظر شما